شعر حافظ؛ تبلوری از فرهنگ ايراني و اسلامي

تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ماه ۱۳۹۲

 شعر حافظ از يک سو ريشه در فرهنگ کهن ايران زمين دارد و از ديگرسو با معارف اصيل اسلامي عجين گشته و شايد يکي از راز‌هاي ماندگاريش در تاريخ و فرهنگ ايران همين باشد.

 

بیستم مهر یادروز حافظ نامگذاری شده است. شاعری که شعرای بسیاری را در سرتاسر جهان مجذوب خود کرده است.

 

کوروش کمالی سروستانی، محقق و استاد دانشگاه در گفتگو با  خبرگزاری مهر اظهار داشت: خواجه شمس‌الدين محمدشيرازي، سرآمد غزل سرايان جهان، متخلص به حافظ و ملقب به لسان‌الغيب است.

 

وی ادامه داد: ديوان اشعارش سراسر عشق و مستي و رندي است. عارف و عامي به سخنش دل بسته‌اند و اشعارش را ترجمان احوال و اسرار خويش مي‌دانند.

 

این پژوهشگر بیان کرد: شيفتگان کلامش بسيارند و از آنجايی که "کس چو حافظ نشکيد از رخ انديشه نقاب" همگان برآنند تا به قدر همت خويش از زلال کلامش بهره گيرند.

 

وی ادامه داد: حافظ شاعر غزل است، غزلياتش آيینه‌اي است روشن از انديشه‌هاي والايش. انديشه‌هايي آميخته از فلسفه، عرفان، مستي، رندي و عشق. خواجه بزرگ با تکيه بر اين مباني، مي‌کوشد تا با بيان حقايق حکيمانه، عارفانه و عاشقانه، شور و غوغا در دل‌ها بيافکند.

 

کمالی سروستانی بیان کرد: شور سخنش بسيار است، در غزل‌هايش با سوز عاشقان و راز و نياز عارفان رو به روئيم و اين چنين است که او شاعري بي‌بديل شده و از آنجا که کلامش تأويل‌پذير است معشوق زميني و آسماني در اشعارش شانه به شانه هم مي‌سايند. گاه اين معاني چنان در هم تنيده‌اند که بازشناختن آنها، دشوار مي‌ کند.

 

وی ادامه داد: در ساختار غزل حافظ، نه يگانگي معاني عرفاني اشعارمولانا را به تنهايي مي‌توان يافت و نه توصيفات عاشقانه سعدي را. حافظ مي‌کوشد تا شعرش را با مباني حکمت و وصف عشق و رندي و مستي در هم آميزد، تا بدانجا که در خرابات مغان نور خدا مي‌بيند.

 

این استاد دانشگاه بیان کرد: روزگارحافظ روزگار بيداد است و ريا، دل به عشق مي‌سپارد و رندي و مي‌کوشد تا بدين‌وسيله، طرحي نو دراندازد و از اين روست که گاه در اشعارش از بيداد زمانه و ريا وسالوس مي‌نالد و گاه از حال دل ريش خويش.

 

کمالی سروستانی ادامه داد: شعرش سرود عشق است و از غزل‌هايش پيوسته طنين اين نوا به گوش مي‌رسد و بدين خاطر است که قال و مقال عالمي را در اين ره از غزل‌هايش پيوسته طنين اين نوا به گوش مي‌رسد و بدين خاطر است که قال و مقال عالمي را در اين ره به جان مي خرد و سرفراز برقله هميشه بلند غزل فارسي مي‌ايستد و نام بلند خويش را بر جريده عالم ثبت مي‌کند و بدين‌گونه شاعر ملي ايران زمين مي‌شود. اگر چه انديشه انساني او فراتر از ايران را تسخير مي‌کند و پيام متعالي عشق، رندي و مستي‌اش شاعران بزرگي را در جهان مجذوب او مي‌کند.

 

وی ادامه داد: شعر حافظ از يک سو ريشه در فرهنگ کهن ايران زمين دارد و از ديگر سو با معارف اصيل اسلامي عجين گشته و بدين سان حافظ به گونه‌اي بايسته آميزش پرشگون و مبارکي را در ميان فرهنگ ايراني و اسلامي بوجود مي‌آورد و شايد يکي از راز‌هاي ماندگاريش در تاريخ و فرهنگ ايران همين باشد. 





دسترسی‌ها
  زندگینامه
  رویداد
  سخنرانی
  گفت و گو
  مقاله
  کتاب‌
  عکس های شخصی
  درباره کوروش کمالی
  ارتباط با من
  آر اس اس