فارس‌شناسي‌ در قرن‌ بيستم‌

تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ماه ۱۳۹۰

قرن‌ بيستم‌ براي‌ مطالعات‌ ايران‌شناسي‌، سال‌هاي‌ پرباري‌ بوده‌ است‌. از يك‌ سو ايران‌شناسي‌ به‌ عنوان‌ يك‌ مبحث‌مستقل‌ در مطالعات‌ شرق‌شناسي‌ مطرح‌ مي‌شود و در دانشگاه‌هاي‌ برخي‌ از كشورها، كرسي‌ ويژه‌اي‌ مي‌يابد، مطالعات‌ميداني‌ و كتابخانه‌اي‌ برخي‌ از نكات‌ پنهان‌ تاريخ‌ و فرهنگ‌ ايران‌ را روشن‌ مي‌كند و از سوي‌ ديگر انديشمندان‌ ايران‌ نيزدر اين‌ وادي‌ گام‌ مي‌گذارند. اگر در سال‌هاي‌ 1900 تا 1940 ايرانيان‌ به‌ وسيلة‌ آثار ايران‌شناسان‌ غربي‌ با تاريخ‌ وفرهنگ‌ و ادبيات‌ خود به‌ شيوه‌اي‌ علمي‌ آشنا مي‌شوند، اما پس‌ از آن‌ برخي‌ از آثار ايرانيان‌ به‌ ويژه‌ در زمينه‌ ادبيات‌ ازجايگاه‌ خاصي‌ برخوردار مي‌شود. گشايش‌ دانشگاه‌ تهران‌ در سال‌ 1313 ه.ش‌ (1934 م‌). آشنايي‌ ايرانيان‌ با متدولوژي‌علمي‌ پژوهش‌، همكاري‌ نزديك‌ برخي‌ از آنان‌ با ايران‌ شناسان‌ برجسته‌ غرب‌ و مسافرت‌ برخي‌ جهت‌ تكميل‌ تحصيلات‌به‌ غرب‌، موجب‌ مي‌شود كه‌ ايران‌شناسي‌ علاوه‌ بر غرب‌ در ايران‌ نيز مركز توجه‌ قرار گيرد.
با توجه‌ به‌ گستردگي‌ موضوع‌ ايران‌شناسي‌ و نيز وسعت‌ ايران‌ زمين‌، در اين‌ مقاله‌ تنها به‌ فعاليت‌ ايران‌شناسان‌خارجي‌ و ايراني‌ در حوزه‌ استان‌ فارس‌ كه‌ به‌ لحاظ‌ تاريخي‌ قدمتي‌ همپايه‌ تاريخ‌ ايران‌ دارد و از نظر وسعت‌ نيز درزماني‌ نيمي‌ از ايران‌ زمين‌ و اينك‌ 7% ايران‌ را تشكيل‌ مي‌دهد، در دو موضوع‌ اصلي‌ باستان‌شناسي‌ و ادبيات‌ بسنده‌مي‌كنيم‌.
فارس‌، مهد تمدن‌ ايران‌ و خاستگاه‌ دولت‌هاي‌ بزرگ‌ ايران‌ باستان‌ يعني‌ هخامنشيان‌ و ساسانيان‌ است‌ و علاوه‌ برآن‌ در دوران‌ اسلامي‌ تاريخ‌ ايران‌ نيز جايگاه‌ ويژه‌اي‌ دارد. در دوره‌ آل‌ بويه‌ و زنديه‌، پايتخت‌ ايران‌ بوده‌ است‌ ونام‌آوراني‌ چون‌ ابن‌ مقفع‌، سعدي‌، حافظ‌، روزبهان‌، سيبويه‌، حلاج‌ و ملاصدرا از اين‌ ديار برخاسته‌اند. به‌ همين‌ دليل‌شناخت‌ ايران‌ بدون‌ شناخت‌ فارس‌ ناممكن‌ است‌ و هيچ‌ پژوهشگري‌ قادر به‌ انكار اين‌ اصل‌ نيست‌، به‌ ويژه‌ آن‌ كه‌ تادوراني‌ نه‌ چندان‌ دور، نام‌ ايران‌ در جهان‌ غرب‌ به‌ «پرشيا» مشهور بوده‌ است‌ و نام‌ زبان‌ فارسي‌ نيز منصوب‌ به‌ اين‌ديار است‌.

باستان‌شناسي‌ در فارس‌
فارس‌ با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ زادگاه‌ دو سلسلة‌ بزرگ‌ ايران‌ باستان‌ يعني‌ هخامنشيان‌ و ساسانيان‌ بوده‌ است‌، از نظرباستان‌شناسي‌ مورد توجه‌ بسيار است‌. 
برجستگي‌ آثار ماندگار ايران‌ باستان‌ در فارس‌ از جمله‌ پاسارگاد، تخت‌جمشيد، نقش‌ رستم‌، بيشابور، كاخ‌سروستان‌، مجموعة‌ آثار فيروزآباد، شهر استخر، و دارابگرد، توجه‌ باستان‌شناسان‌ و مورخان‌ جهان‌ را به‌ آن‌ جلب‌كرده‌ است‌. از سوي‌ ديگر سفرنامه‌ها، گزارش‌هاي‌ باستان‌شناسي‌ و مطالعات‌ تاريخي‌ ايران‌شناسان‌ بيانگر آن‌ است‌ كه‌تخت‌جمشيد، دروازه‌ مطالعات‌ باستان‌شناسي‌ در ايران‌ است‌، چرا كه‌ با كشف‌ رمز خواندن‌ خط‌ ميخي‌ فارسي‌ باستان‌در تخت‌ جمشيد بود كه‌ بعدها اين‌ امكان‌ فراهم‌ آمد كه‌ خطوط‌ ميخي‌، ايلامي‌، بابلي‌، آشوري‌، آكادي‌ و سومري‌ خوانده‌شود.
در 12 ماه‌ مي‌  سال‌ 1900 ميلادي‌ و در زمان‌ سلطنت‌ مظفرالدين‌ شاه‌ قاجار، قرارداد غير منصفانه‌اي‌ بين‌ دولت‌ايران‌ و فرانسه‌ منعقد شد كه‌ به‌ موجب‌ آن‌؛ مطالعه‌ و حفاري‌ باستان‌شناسي‌ در سراسر ايران‌ به‌ انحصار فرانسويان‌درآمد.
باستان‌ شناسان‌ فرانسوي‌ كه‌ سابقة‌ خوشآيندي‌ از كاوش‌ در شوش‌ داشتند، عمدة‌ نيروي‌ خود را در استان‌خوزستان‌ و در محوطة‌ تاريخي‌ شوش‌ به‌ كار گرفتند.
عدم‌ امكان‌ پوشش‌ دهي‌ ايران‌ از سوي‌ فرانسويان‌ و نيز عدم‌ امكان‌ مطالعه‌ و كاوش‌ از سوي‌ باستان‌شناسان‌كشورهاي‌ ديگر موجب‌ شد كه‌ در دورة‌ اول‌ مورد بررسي‌ ( 1925ـ 1900) هيچ‌گونه‌ كاوش‌ جدي‌ در استان‌ فارس‌صورت‌ نگيرد، اگر چه‌ قبل‌ از اين‌ و نيز در همين‌ دوره‌ مطالعات‌ از سوي‌ باستان‌شناسان‌، مورخان‌ و سياحان‌ فرانسوي‌و آلماني‌ در فارس‌ انجام‌ شده‌ بود كه‌ از جمله‌ مي‌توان‌ به‌ مطالعات‌ مارسل‌ ديولافوا و هرتسفلد اشاره‌ كرد.
پس‌ از اعتراض‌هاي‌ مختلفي‌ كه‌ به‌ محتواي‌ قرارداد انحصار مطالعه‌ و كاوش‌ باستان‌شناسي‌ در ايران‌ صورت‌پذيرفت‌، در سال‌ 1927 (1306 ش‌.) و در دوران‌ پهلوي‌ اول‌، مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ امتياز انحصاري‌ فرانسه‌ در ايران‌ را لغوكرد و بدين‌ ترتيب‌ مطالعات‌ و كاوش‌هاي‌ باستان‌شناسي‌ در ايران‌ وارد مرحله‌ جديدي‌ شد. لغو اين‌ امتياز موجب‌ شد كه‌«اداره‌ عتيقات‌» كه‌ بعداً به‌ «اداره‌ كل‌ باستان‌شناسي‌» و سپس‌ «مركز باستان‌شناسي‌ ايران‌» تغيير نام‌ داد، تشكيل‌ شود.
در سال‌ 1928 (1307 ش‌) يعني‌ يك‌ سال‌ پس‌ از لغو امتياز انحصاري‌ فرانسوي‌ها، پرفسور ارنست‌ هرتسفلد آلماني‌در مناطقي‌ از فارس‌، به‌ ويژه‌ پاسارگاد، سرمشهد، نقش‌ بهرام‌، فيروزآباد، كورنگان‌، فراشبند، حاجي‌آباد، تنگ‌ چوگان‌و گويم‌ به‌ مطالعه‌ و كاوش‌ دست‌ زد و ا. شميت‌ در تخت‌جمشيد به‌ مطالعه‌ و كاوش‌ پرداخت‌. در بين‌ سال‌هاي‌ 40 ـ 1931اشميت‌ در نقش‌ رستم‌، فيروزآباد، شهر استخر، ايزد خواست‌ و مك‌ كان‌ در تخت‌ جمشيد، و. هارز وژاتيان‌ در قصرابونصر، ر. بايرون‌ در قلعه‌ دختر فيروزآباد،د. رايش‌ در بيشابور، ر. گيرشمن‌ در بيشابور، هرتسفلد در فيروزآباد وجزيره‌ خارك‌، آندره‌ گدار در فيروزآباد، فراشبند و بالاده‌ جيره‌، ا. استين‌ در سروستان‌، تنگ‌ كرم‌، آتشكده‌ فسا، نقش‌رستم‌ و كورنگان‌، م‌. سيرو در كازرون‌، بالاده‌، د. رايس‌ در بيشابور، م‌. اسپرنگلينگ‌ در نقش‌ رستم‌، ك‌ ـ برگر دردرودزن‌، ا. لانگسدورف‌ و د. مك‌كان‌ در تل‌ باكون‌ تخت‌ جمشيد به‌ مطالعه‌ و كاوش‌ دست‌ زدند.
سال‌هاي‌ 1978 ـ 1941 (دورة‌ سوم‌ مورد بررسي‌) پربارترين‌ دورة‌ مطالعات‌ و كاوش‌هاي‌ باستان‌شناسي‌ درفارس‌ است‌. ر. گيرشمن‌ در نورآباد، فيروزآباد، نقش‌ رستم‌، تنگ‌ چوگان‌، جزيره‌ خارگ‌ و داراب‌، هـ. نيبرگ‌ درحاجي‌آباد، م‌. سيرو در يزدخواست‌ و سروستان‌، آندره‌ گدار در خيرآباد، لويي‌ واندنبرگ‌ در مرودشت‌، باغ‌ بدره‌،زهرشير،كُنار سياه‌، كراتاه‌، محل‌ چاه‌ فشوار فراشبند، بالاده‌، كازرون‌، مازيجان‌ و موك‌، و.هنينگ‌ در فيروزآباد و نقش‌رستم‌، د. استروناخ‌ در دره‌ بره‌، پاسارگاد، بزپار كازرون‌، تنگ‌ كرم‌، د.وايت‌هاوس‌ در سيراف‌، ث‌. گاف‌ در تل‌ نخودي‌،س‌. فوكايي‌ در تل‌ مشكي‌، و. هينس‌ در نقش‌ بهرام‌، فيروزآباد، نقش‌ رستم‌، داراب‌ و تنگ‌ چوگان‌، د. تالبوت‌ در تنگ‌چوگان‌، ث‌. نيلاندر در بزپار كازرون‌، تخت‌جمشيد، م‌. نيكول‌ در تل‌ جاري‌، دروازه‌ تپه‌، پ‌. گوج‌ و و. سومز درتخت‌جمشيد، امامزاد فارس‌، اُ. كلما در حاجي‌آباد، ا. ديمندت‌ در كعبه‌ زردشت‌، ف‌. كرفتر در تخت‌جمشيد، ا. گرابار درسروستان‌، ف‌. گيگنو در سر مشهد، د. ولت‌ كومب‌ در سيدون‌، خليج‌ فارس‌، ر. بورگر در نقش‌ رستم‌، ك‌. شيپمن‌ در نقش‌رستم‌، فيروزآباد، زهرشير، تنگ‌ چاك‌ چاك‌ فارس‌، مازيجان‌، محل‌ چاه‌ فيشور، كاريان‌، نورآباد، خيرآباد، ج‌. هرمان‌ درداراب‌ گرد، د. هوف‌ در فيروزآباد، چهارطاق گنبد، ك‌. ورفل‌ در نقش‌ رستم‌، ب‌. لوكنين‌ در بيشابور، ل‌.تررومپل‌مان‌ درنقش‌ رستم‌، و. كليس‌ در تخت‌ جمشيد، جزيره‌ خارك‌، ا. كاسپرز در خليج‌ فارس‌، م‌. موري‌ در دروازه‌ تپه‌، پ‌.دميرورشجي‌ در تپه‌ زيجاليان‌ فسا، م‌. پيرنو در جهرم‌، ج‌. ياشي‌ در بيشابور، خليج‌ فارس‌، و. زامر در تپه‌ مليان‌، م‌.سيرو در سروستان‌، ك‌. زيگلر در سروستان‌، ا. هرنيك‌ در جزيره‌ خارك‌، ر. دايسون‌ در تپه‌ مليان‌، ژ. ايكدا در مرودشت‌و ر. هاول‌ در دشت‌ مليان‌ به‌ مطالعه‌ و كاوش‌ پرداختند.
در اين‌ دوره‌ علاوه‌ بر باستان‌ شناسان‌ خارجي‌، ايرانيان‌ نيز به‌ مطالعه‌ و كاوش‌ دست‌ يازديدند كه‌ از جمله‌ مي‌توان‌از كوشش‌هاي‌: علي‌ سامي‌ در تخت‌جمشيد و پاسارگاد، ا. تجويدي‌ در تخت‌جمشيد، ع‌. ا. سرفراز در سرآب‌ قنديل‌،برازجان‌ و بيشابور، شهبازي‌ در بزپار كازرون‌، ح‌. بختياري‌ در سيراف‌، م‌. كردواني‌ در مرودشت‌، م‌. آذرنوش‌ درحاجي‌آباد و اداره‌ باستان‌شناسي‌ در تل‌ حكوان‌ نام‌ برد.
پس‌ از وقوع‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و در سال‌هاي‌ 2000 ـ 1978 (دوره‌ چهارم‌ بررسي‌) به‌ دليل‌ شرايط‌ انقلابي‌ كشورفعاليت‌هاي‌ باستان‌ شناسي‌ پژوهشگران‌ ايران‌ و خارجي‌ براي‌ يك‌ دهه‌ تعطيل‌ شد و در سال‌هاي‌ 1988 ـ 1978هيچ‌گونه‌ فعاليتي‌ در اين‌ زمينه‌ صورت‌ نگرفت‌ و حتي‌ عده‌اي‌ كوته‌ بينانه‌ ميراث‌ فرهنگي‌ كشور را نماد سلطنت‌مي‌دانستند و در جهت‌ تخريب‌ آن‌ گام‌ بر مي‌داشتند، اما در دهة‌ دوم‌ كه‌ از سال‌ 1989 آغاز مي‌شود، كنگره‌باستان‌شناسي‌ در بيشابور كازرون‌ برگزار مي‌شود و ده‌ فصل‌ حفاري‌ در بيشابور به‌ وسيلة‌ دكتر سرافراز و مهندس‌مهربار انجام‌ شد. در همين‌ دهه‌ م‌. آذرنوش‌، در حاجي‌آباد داراب‌، حسين‌ عبدي‌ در تپه‌ مليان‌ بيضا، هيأت‌باستان‌شناسي‌ سازمان‌ ميراث‌ فرهنگي‌ فارس‌ در آتشكده‌ و امام‌زاده‌ خرقه‌ فيروزآباد و نورآباد ممسني‌ به‌ مطالعه‌ وكاوش‌ دست‌ زدند. اولين‌ گروه‌ باستان‌شناسان‌ خارجي‌ كه‌ در اين‌ دوره‌ در فارس‌ به‌ فعاليت‌ مي‌پردازند باستان‌شناسان‌فرانسوي‌ هستند كه‌ با حمايت‌ يونسكو نسبت‌ به‌ تعيين‌ حريم‌ و ثبت‌ آثار پاسارگاد و حريم‌ رود كر در سال‌ 1999 اقدام‌مي‌كنند. در سال‌هاي‌ 2000 ـ 1995 نيز كوشش‌هايي‌ از سوي‌ سازمان‌ ميراث‌ فرهنگي‌ در جهت‌ مرمّت‌ و حفظ‌ آثارتاريخي‌ فارسي‌ به‌ ويژه‌ تخت‌جمشيد، پاسارگاد و مجموعه‌ بيشابور و فيروزآباد صورت‌ مي‌گيرد.
بر اساس‌ بررسي‌ چهار دوره‌ مطالعات‌ و كاوش‌هاي‌ باستان‌شناسي‌ در فارس‌ مي‌توان‌ به‌ جمع‌بندي‌ زير رسيد: دردورة‌ اول‌ (25ـ 1900) 7 پروژه‌ باستان‌شناسي‌ در فارس‌ انجام‌ پذيرفته‌ كه‌ كليه‌ كاوشگران‌ آن‌ غير ايراني‌ بوده‌اند.
در دورة‌ دوم‌ (41ـ 1925) جمعاً 45 پروژه‌ باستان‌شناسي‌ در فارس‌ انجام‌ پذيرفته‌ كه‌ كليه‌ كاوشگران‌ آن‌ غيرايراني‌ بوده‌اند.
در دورة‌ سوم‌ (1978 ـ 1941) جمعاً 112 پروژه‌ باستان‌ شناسان‌ به‌ انجام‌ رسيده‌ است‌ كه‌ 94 پروژه‌ توسط‌كاوشگران‌ غير ايراني‌ و 18 پروژه‌ توسط‌ باستان‌شناسي‌ ايران‌ صورت‌ گرفته‌ است‌.
در دورة‌ چهارم‌ (2000ـ 1978) جمعاً 8 پروژه‌ باستان‌شناسي‌ در فارسي‌ انجام‌ گرفته‌ است‌ كه‌ 6 پروژه‌ توسط‌باستان‌شناسان‌ ايراني‌ و 2 پروژه‌ توسط‌ باستان‌شناسان‌ غير ايراني‌ انجام‌ گرفته‌ است‌.
اگرچه‌ در دورة‌ سوم‌ و چهارم‌ مورد بررسي‌ فعاليت‌ باستان‌شناسان‌ ايراني‌ آغاز شده‌ است‌، اما بديهي‌ است‌ كه‌هنوز تداوم‌ باستان‌شناسي‌ علمي‌ در ايران‌ به‌ حدي‌ نيست‌ كه‌ از استفاده‌ از توان‌ علمي‌ و مالي‌ كشورهاي‌ ديگر بي‌نيازباشد.
فراهم‌ آوردن‌ زمينه‌هاي‌ مناسب‌ براي‌ همكاري‌ متقابل‌ علمي‌ و فني‌ مي‌تواند به‌ تداوم‌ فعاليت‌هاي‌ باستان‌شناسي‌ در دهه ‌اول‌ هزارة‌ سوم‌ ميلادي‌ مدد رساند، اگرچه‌ هم‌ اينك‌ دانشگاه‌ تهران‌، دانشگاه‌تربيت‌ مدرس‌ و سازمان‌ ميراث‌ فرهنگي‌دانشكده‌هاي‌ باستان‌شناسي‌ تا حد دكتري‌ را سامان‌ داده‌اند، اما متأسفانه‌ هنوز نمي‌توان‌ سخني‌ از باستان‌شناسي‌ايران‌ بدون‌ حضور باستان‌ شناسان‌ برجستة‌ جهان‌ به‌ زبان‌ آورد.

ادبيات‌ در فارس‌
پس‌ از حمله‌ چنگيز خان‌ مغول‌ در سال‌ 618 هـ.ق (1221م‌)خراسان‌ بزرگ‌ دچار آشوب‌  و ناامني‌ شد. اين‌ امر موجب ‌مهاجرت‌ انديشمندان‌، مورخان‌، اديبان‌ و شاعران‌ حوزه‌ خراسان‌ بزرگ‌ به‌ هندوستان‌، رم‌ و فارس‌ شد.
فارس‌ در آن‌دوران‌ در تحت‌ حكومت‌ اتابكان‌ از امنيت‌ لازم‌ برخوردار بود.سبك‌ خراساني‌ در اين‌ دوران‌ صيقل‌خورد، تكامل‌ يافت‌ و سعدي‌ را آفريد. سعدي ‌با جامعيت‌ در ادب‌ فارسي‌ و سرودن‌ قطعه‌، غزل‌، مثنوي‌ و قصيده‌ مبدع‌ سبكي‌ شد كه‌ در حافظ‌ به‌ اوج‌ رسيد و آن‌ گونه‌ كه‌ استاد فروزانفر در مقدمه‌ «سخن‌ و سخنوران‌» اشاره‌ مي‌كند، به‌ سبك‌ شيرازي‌ معروف‌ گشت‌.
حضور سعدي‌ و حافظ‌، مكتب‌ ادبي‌ شيراز را مورد توجه‌ ايران‌ شناسان‌ علاقه‌مند به‌ ادبيات‌ قرار داد؛ چنان‌ كه‌گلستان‌ سعدي‌ از نخستين‌ كتاب‌هاي‌ ادب‌ فارسي‌ بود كه‌ در سال‌ 1635م‌.به‌ وسيله‌ آدام‌ اولئارئوس‌ به‌ آلماني‌ ترجمه‌ شد.
در دوره‌ اول‌ مورد بررسي‌ (1925-1900)اين‌ نوشتار، در انگليس‌ سترانگ‌ به‌ سال‌1904، كرانمربينگ‌ به‌ سال‌1905، سرآرتور ولاسبون‌ به‌ سال‌ 1906، آ.ه‌.هيات‌ به‌ سال‌ 1907، گلدوين‌ به‌ سال‌ 1909، همپتن‌ به‌ سال‌ 1913 و درفرانسه‌ هايت‌ به‌ سال‌ 1907، فرانتس‌توسن‌ به‌ سال‌1913، كنتس‌ دونوآي‌ به‌ سال‌ 1913، در آمريكا ر.گوت‌ هيل‌ به‌ سال‌1908 و در ايتاليا به‌ سال‌ 1920 ايتالو پندي‌ و در آلمان‌ به‌ سال‌ 1922 ي‌.برتلس‌ و سرلوكال‌ وايت‌ كينگ‌ به‌ سال‌ 1925 به‌ترجمه‌ برخي‌ از آثار سعدي‌ پرداختند. 
در همين‌ دوره‌ به‌ سال‌ 1916 هرمان‌ اته‌ آلماني‌ و در سال‌ 1920 ادوارد براون‌ انگليسي‌ تاريخ‌ ادبيات‌ خود را منتشر كردند كه‌ هر دو در اين‌ آثار به‌ بررسي‌ زندگي‌ و آثار سعدي‌ و حافظ‌ نيز پرداختند.
در همين‌ دوره‌ در انگلستان‌ ريچارد لوگالي‌ين‌ 1905، گران‌ مرينيك‌ 1910 جان‌ بين‌ 1916 اليزابت‌ بريجز 1921رابرت‌ اورباد 1922 تاماس‌ رايت‌ 1925 و در آلمان‌ فريدريش‌ فشياخ‌ 1907، هرمان‌ لومل‌ 1920، گ‌.ل‌. شچينگي‌ 1921،هانس‌ هاينريش‌ شدر 1922، گئورگ‌ جاكوب‌ 1922، در فرانسه‌ چارلز دويل‌ 1922، در تاتارستان‌ موسي‌ بيگي‌ يف‌ به‌سال‌ 1910، در شوروي‌ كرش‌ 1916 و در هند امين‌ جان‌ محمد به‌ سال‌ 1916 به‌ ترجمه‌ و يا پژوهش‌ پيرامون‌ اشعارحافظ‌ پرداختند.
در دورة‌ دوم‌ 1941 ـ 1925 در انگليس‌ روبن‌ لوي‌ در سال‌ 1928، سرلوكاس‌ وايت‌ 1926، سر ريچارد برتون‌ 1928، در آلمان‌ فريدريش‌ روزن‌ 1930 و در شوروي‌ ك‌. چايكين‌ به‌ سال‌ 1935 به‌ ترجمه‌ آثار سعدي‌ پرداختند.
هم‌ چنين‌ در اين‌ دوره‌ در فرانسه‌ آرتورگي‌ 1927، در شوروي‌ دونايفسكي‌ 1935، در تاجكستان‌ آ.ن‌ بولديرف‌1940 و اسدالله يف‌ سعدالله در خجند 1932 به‌ ترجمه‌ و پژوهش‌ در ديوان‌ حافظ‌ پرداختند.
در همين‌ دوره‌ هانري‌ ماسه‌ 1940 تاريخ‌ ادبيات‌ خود را منتشر كرد.
در دورة‌ سوم‌ مورد بررسي‌ (1978 ـ 1941) فليكس‌ اتچگوين‌، علي‌ يف‌، و. درژاوين‌ و ا. استاروستينا، مليك‌وارطانيان‌، ا.م‌.ميناسيان‌، و. رحمانف‌، صدرالدين‌ عيني‌، ابوالقاسم‌ لاهوتي‌، حسين‌ زاده‌، ا. برتلس‌، ك‌. ليپسكروف‌، ي‌.ا.عليزاده‌، آ. چليدزه‌، پرفسور آربري‌، ادوارد هات‌ سك‌، جورج‌ اسكات‌ ديوي‌ به‌ ترجمه‌ و پژوهش‌ در آثار سعدي‌ پرداختند.
همچنين‌ انريك‌ فرناندس‌ لاتور، هانس‌ روبرت‌ رومر، دتيريش‌ كايل‌، سيروس‌ آتاباي‌، م‌. زندوس‌ ليپكين‌، س‌.عمريان‌، و. آزويا گينسته‌، صدرالدين‌ عيني‌، ا. كوچتگوف‌، و. كوته‌ تيشويلي‌، سه‌ ايچوماتسو موتو، دولبا، هانس‌ روبرت‌رويمر، هـ. تبگه‌، پيتر آيوري‌ و جان‌ هيث‌ استابز به‌ ترجمه‌ و پژوهش‌ پيرامون‌ ديوان‌ حافظ‌ پرداختند.
آنه‌ ماري‌ شميل‌ آلماني‌ نيز در همين‌ دوره‌ به‌ ترجمه‌ آثاري‌ از سعدي‌ و حافظ‌ پرداخته‌ است‌.
در دورة‌ چهارم‌ (2000ـ1978) شارل‌ هانري‌ دوفشه‌ كور، ونسان‌ مونتي‌، ولاديسلاو دولبا، روبرتو اسكارچيا نيزبه‌ ترجمه‌ اشعار حافظ‌ پرداخته‌اند.
در ايران‌ در دوره‌ اول‌ (1925ـ 1900) تنها به‌ چاپ‌ سنگي‌ آثار سعدي‌ بسنده‌ مي‌شود و هيچ‌ پژوهشي‌ اساسي‌ درمورد سعدي‌ صورت‌ نمي‌گيرد. اگرچه‌ در سال‌ 1900 نخستين‌ چاپخانة‌ سربي‌ در ايران‌ راه‌اندازي‌ مي‌شود، اما در دورة ‌دوم‌ (1925ـ 1941) سال‌ 1937 نقطه‌ عطفي‌ در سعدي‌پژوهي‌ است‌. در اين‌ سال‌ كه‌ مصادف‌ با هفتصدمين‌ سال‌ تصنيف‌گلستان‌ و بوستان‌ سعدي‌ بود، نسخه‌ تصحيح‌ شده‌ كليات‌ سعدي‌ توسط‌ محمدعلي‌ فروغي‌ منتشر مي‌شود كه‌ تا امروز معتبرترين‌ نسخة‌ كليات‌ سعدي‌ است‌ و انديشمنداني‌ چون‌ محمد قزويني‌، عباس‌ اقبال‌، احمد بهمنيار، رضازاده‌ شفق، بديع‌الزمان‌ فروزانفر، جلال‌الدين‌ همايي‌ و رشيد ياسمي‌ در كنگره‌ ويژه‌ بزرگداشت‌ هفتصدمين‌ سال‌ تصنيف‌ گلستان‌ و بوستان‌ سخنراني‌ كردند.
در دورة‌ سوم‌ (1978ـ 1941) تصحيح‌هاي‌ تازه‌اي‌ از كليات‌، غزل‌ها، بوستان‌ و گلستان‌ منتشر مي‌شود كه‌ از جمله‌ مصححان‌ مي‌توان‌ از نورالله‌ ايزدپرست‌، محمد خزائلي‌، خليل‌ خطيب‌ رهبر نام‌ برد. در همين‌ دوره‌ تعداد 50 جلد كتاب‌پيرامون‌ زندگي‌ و آثار سعدي‌ و نزديك‌ به‌ 120 مقاله‌ تأليف‌ و منتشر مي‌شود.
در سال‌ 1971 نيز در شيراز با حضور سعدي‌ پژوهان‌ و حافظ‌پژوهان‌ ايراني‌ و خارجي‌ كنگره‌ بين‌المللي‌بزرگداشت‌ سعدي‌ و حافظ‌ به‌ ابتكار مؤسسه‌ آسيايي‌ برگزار مي‌شود.
در دوره‌ چهارم‌ (2000ـ 1978) كنگره‌ جهاني‌ بزرگداشت‌ هشتصدمين‌ سال‌ تولد سعدي‌ شيرازي‌ در سال‌ 1984 باحضور بيش‌ از يكصد تن‌ از سعدي‌ پژوهان‌ ايران‌ و جهان‌ به‌ ابتكار سازمان‌ يونسكو در شيراز برگزار مي‌گردد. درهمين‌ دوره‌ تصحيح‌ بوستان‌ و گلستان‌ غلامحسين‌ يوسفي‌ منتشر مي‌شود.
بيش‌ از 200 مقاله‌ و 60 كتاب‌ پيرامون‌ زندگي‌ و آثار سعدي‌ منتشر مي‌شود و آثار سعدي‌شناسان‌ ايراني‌ از جمله‌مؤيد شيرازي‌، عبدالحسين‌ زرين‌كوب‌، بهاءالدين‌ خرمشاهي‌، ميرجلال‌الدين‌ كزازي‌، مهين‌دخت‌ صديقيان‌، حسن‌ انوري‌و...انتشار مي‌يابد. مركز سعدي‌شناسي‌ تشكيل‌ مي‌شود و اول‌ ارديبهشت‌ به‌ نام‌ روز سعدي‌ نامگذاري‌ مي‌شود و هرسال‌ سعدي‌پژوهان‌ آثار خود را در آن‌ ارايه‌ مي‌دهند و تاكنون‌ سه‌ جلد از مجموعه‌ سعدي‌شناسي‌ منتشر شده‌ است‌.
و اما حافظ‌پژوهي‌: در دورة‌ اول‌ و دوم‌ مورد بررسي‌ (1941ـ 1900) در ايران‌ تنها به‌ چاپ‌ نسخه‌هاي‌ مختلف‌ ازديوان‌ حافظ‌ به‌ اشكال‌ مختلف‌ بسنده‌ شد، اما سال‌ اول‌ دورة‌ سوم‌ (1978ـ 1941) با چاپ‌ ديوان‌ حافظ‌ به‌ تصحيح‌ محمدقزويني‌ و قاسم‌ غني‌ نقطه‌ عطفي‌ در حافظ‌پژوهي‌ بود و همچنان‌ از معتبرترين‌ نسخه‌هاي‌ ديوان‌ حافظ‌ است‌.
در همين‌ دوران‌ تصحيح‌ ديوان‌ حافظ‌ توسط‌ محمود هومن‌، پژمان‌ بختياري‌، انجوي‌ شيرازي‌، مسعود فرزاد، جلال‌ناييني‌، سليم‌ نيساري‌، رشيد عيوضي‌، هاشم‌ رضي‌ و احمد شاملو منتشر شد. در اين‌ دوره‌ 350 مقاله‌ و 45 كتاب‌پيرامون‌ زندگي‌ و شعر حافظ‌ منتشر شد. در دوره‌ چهارم‌ (2000 ـ 1978) تصحيح‌هاي‌ تازه‌اي‌ از ديوان‌ حافظ‌ توسط‌پرويز ناتل‌ خانلري‌، نصراله‌ مرداني‌، نوراني‌ وصال‌، سليم‌ نيساري‌، بهاءالدين‌ خرمشاهي‌، هاشم‌ جاويد و هوشنگ‌ابتهاج‌ منتشر شد. در همين‌ دوره‌ (1989) كنگره‌ جهاني‌ بزرگداشت‌ حافظ‌ با حضور بيش‌ از دويست‌ تن‌ از حافظ‌پژوهان‌ايران‌ و جهان‌ به‌ ابتكار يونسكو در شيراز برگزار شد. در همين‌ دوره‌ 400 مقاله‌ و 60 كتاب‌ پيرامون‌ زندگي‌ و شعرحافظ‌ منتشر گرديد. مركز حافظ‌شناسي‌ تشكيل‌ و 20 مهر ماه‌ هر سال‌ به‌ نام‌ روز حافظ‌ نامگذاري‌ شد كه‌ هر ساله‌حافظ‌پژوهان‌ آثار خود را در اين‌ روز ارايه‌ مي‌دهند و تاكنون‌ سه‌ جلد از مجموعه‌ حافظ‌پژوهي‌ منتشر شده‌ است‌.

***
تحقيق موردي‌ در زمينه‌ باستان‌شناسي‌ و ادبيات‌ فارسي‌ در فارس‌ مؤيد اين‌ فرضيه‌ است‌ كه‌ اگر ايران‌شناسان‌ درچهار دهة‌ اول‌ قرن‌ بيستم‌ كلاً در انحصار ايران‌شناسي‌ غيرايراني‌ بود، در دهه‌ پنجم‌ تا پايان‌ قرن‌ بيستم‌ آرام‌، آرام‌ اين‌انحصار شكسته‌ شد، به‌ ويژه‌ در زمينه‌ ادبيات‌، فرهنگ‌ عامه‌، عرفان‌ و فلسفه‌، علوم‌ اجتماعي‌، جغرافيا و بخشي‌ ازتاريخ‌، نمودار كوشش‌هاي‌ ايران‌شناسان‌ ايراني‌ رشد جدي‌ نشان‌ مي‌دهد. در دورة‌ اول‌ و دوم‌ جاي‌ ايرانيان‌ در همه‌زمينه‌ها خالي‌ است‌، در دورة‌ سوم‌ ايرانيان‌ در برخي‌ از موضوع‌ها از ايرانشناسان‌ خارجي‌ پيش‌ گرفته‌، اگرچه‌ هنوز هم‌در زمينه‌ باستان‌شناسي‌ و تاريخ‌ ايران‌ باستان‌ و بخش‌هايي‌ از تاريخ‌ دوران‌ اسلامي‌ و جغرافيا آثار ايرانشناسان‌خارجي‌ برجسته‌تر است‌.
دورة‌ چهارم‌ مورد بررسي‌ اين‌ ويژگي‌ را دارد كه‌ ايرانشناسان‌ ايراني‌ به‌ دو گروه‌ تقسيم‌ شدند. ايرانشناسان‌ كه‌ دردرون‌ كشور به‌ فعاليت‌ مشغولند و ايران‌ شناسان‌ كه‌ در خارج‌ از كشور و به‌ ويژه‌ در امريكا به‌ اين‌ امر مي‌پردازند. شايدبرآيند كار اين‌ دو گروه‌ در دوره‌ چهارم‌ از آثار ايران‌شناسي‌ خارجي‌ بيشتر باشد. به‌ عنوان‌ نمونه‌ مي‌توان‌ به‌ تدوين‌ دايرة‌المعارف‌هاي‌ گوناگون‌ در ايران‌ و خارج‌ از ايران‌ اشاره‌ كرد.
در دورة‌ دوم‌ مورد بررسي‌ تنها دو دانشنامه‌ در ايران‌ در حال‌ تدوين‌ بود كه‌ هر دو نيز بر مبناي‌ دو اثر خارجي‌بنياد شده‌ بود. يكي‌ «دايرة‌المعارف‌ فارسي‌» به‌ سرپرستي‌ دكتر غلامحسين‌ مصاحب‌ كه‌ بر اساس‌ دانشنامه‌ آمريكايي‌وايكينگ‌ با برخي‌ افزوده‌ها سامان‌ يافته‌ بود كه‌ دو جلد آن‌ منتشر شد و ديگري‌ دانشنامه‌ ايران‌ و اسلام‌ به‌ سرپرستي ‌دكتر احسان‌ يارشاطر كه‌ بر «اساس‌ دايرة‌المعارف‌ اسلام‌» با برخي‌ افزوده‌ها منتشر مي‌شد.
اما هم‌اكنون‌ در دانشگاه‌ كلمبيا دايرة‌المعارف‌ ايرانيكا به‌ سرپرستي‌ دكتر احسان‌ يارشاطر و به‌ زبان‌ انگليسي‌منتشر مي‌شود كه‌ تا جلد نهم‌ آن‌ با بيش‌ از 400 مقاله‌ در مورد فارس‌ به‌ وسيله‌ متخصصان‌ نوشته‌ و منتشر شده‌ است‌.و در ايران‌ دايرة‌المعارف‌ بزرگ‌ اسلامي‌ به‌ سرپرستي‌ كاظم‌ موسوي‌ بجنوردي‌، دانشنامه‌ جهان‌ اسلام‌ كه‌ ادامة‌ كاردانشنامه‌ ايران‌ و اسلام‌ است‌، دايرة‌المعارف‌ تشيع‌ به‌ سرپرستي‌ حاج‌ سيد جوادي‌، فاني‌، خرمشاهي‌ و اشكوري‌،دانشنامه‌ ادب‌ فارسي‌ به‌ سرپرستي‌ حسن‌ انوشه‌، فرهنگنامه‌ كودكان‌ و نوجوانان‌ به‌ سرپرستي‌ توران‌ ميرهادي‌ و چنددانشنامه‌ موضوعي‌ در حال‌ انتشار است‌.
در استان‌ فارس‌ نيز در دهة‌ دوم‌ دوره‌ چهارم‌، تدوين‌ دانشنامة‌ فارس‌ آغاز شده‌ است‌. و مراكز تحقيقاتي‌ ـ فرهنگي‌بنياد فارس‌شناسي‌، مركز سعدي‌شناسي‌، مركز حافظ‌شناسي‌ جهت‌ پژوهش‌هاي‌ جدي‌ در اين‌ زمينه‌ سامان‌ يافته‌ است‌و بنياد فلسفه‌ و حكمت‌ فارس‌، بنياد پژوهش‌هاي‌ ايران‌ باستان‌ و مركز مطالعات‌ فرهنگ‌ مردم‌ و مردم‌شناسي‌ فارس‌ درشرف‌ تأسيس‌ است‌.
در پايان‌ ضمن‌ ارج‌گذاري‌ و سپاس‌ از ايران‌شناسان‌ خارجي‌ كه‌ در قرن‌ بيستم‌ با انگيزه‌هاي‌ گوناگون‌ كه‌ جاي‌ بحث‌آن‌ در اين‌ مقال‌ نيست‌ در جهت‌ شناختن‌ و شناساندن‌ تاريخ‌ و فرهنگ‌ ايران‌ زمين‌ كوشيده‌اند. اميدوارم‌ كه‌ در آينده‌اي‌ نه‌چندان‌ دور و در دهه‌هاي‌ آغازين‌ هزارة‌ سوم‌ ميلادي‌ ايرانشناسان‌ ايراني‌ بتوانند جايگاه‌ در خوري‌ در مطالعات‌ايران‌شناسي‌ فرا دست‌ آورند. نكتة‌ قابل‌ توجه‌ اين‌ كه‌ فهرست‌ سخنرانان‌ سومين‌ كنگره‌ ايران‌شناسي‌ در واشنگتن‌نشان‌ مي‌دهد كه‌ از 165 نفر سخنران‌ 98 نفر ايراني‌ هستند كه‌ 59% درصد از كل‌ سخنرانان‌ را شامل‌ مي‌شود. كه‌ اين‌خود نشانة‌ تداوم‌ و تكامل‌ اين‌ حركت‌ است‌. در حالي‌ كه‌ در نخستين‌ كنگره‌هاي‌ شرق‌شناسي‌ به‌ ويژه‌ در دوره‌هاي‌ اول‌ ودوم‌ تعداد شركت‌ كنندگان‌ ايراني‌ از انگشتان‌ دست‌ هم‌ تجاوز نمي‌كردند و البته‌ اين‌ به‌ آن‌ معنا نيست‌ كه‌ ما به‌ ياري‌ وكوشش‌ و همكاري‌ ايران‌ شناسان‌ غير ايراني‌ نيازمند نيستيم‌،  بلكه‌ بي‌ ترديد بايد با فراهم‌ آوردن‌ زمينه‌هاي‌ مناسب‌ درجهت‌ تقويت‌ ايران‌شناسي‌ در ديگر كشورها بكوشيم‌ و توجه‌، دقت‌ و دانش‌ ايران‌ شناسان‌ بزرگ‌ را قدر بدانيم‌.
..................................................
پي‌ نوشت‌:

1. اين‌ مقاله‌ در ارديبهشت‌ 1379 در سومين‌ كنگره‌ ايران‌شناسي‌ (SIS) در واشنگتن‌ ارايه‌ شده‌ است‌.
منابع‌:
1. ايران‌شناسي‌ چيست‌، آشوري‌، داريوش‌، تهران‌: آگاه‌، 2535.
2. گردهمايي‌هاي‌ ايرانيان‌ خارج‌ از كشور 1375ـ 1358، اميري‌، كيومرث‌ و محمد، چيت‌سازان‌، تهران‌: وزارت‌
    فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌، 1375.
3. ــــــــــــــــــــــــــ. مراكز و انجمن‌هاي‌ فرهنگي‌ ايرانيان‌ خارج‌ از كشور، تهران‌: وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاداسلامي‌،1375.
4. كارنامه‌ ايرانيان‌ خارج‌ از كشور به‌ زبان‌هاي‌ غير فارسي‌، اميري‌، كيومرث‌ و معصومه‌ خالقي‌، مركز بازشناسي‌اسلام‌ وايران‌، 1376.
5. ايران‌شناسي‌ در فرانسه‌، اوركار، برنار و يان‌ ريشار، تهران‌: توس‌، 1372.
6. «ايران‌شناسان‌ و اسلام‌شناسان‌»، مجلة‌ تحقيقات‌ تاريخي‌، ش‌ 4 ـ 5 (بهار ـ تابستان‌ 1369)، ص‌ 273 ـ 293.
7. «ايران‌شناسي‌ از زبان‌ ايران‌شناسان‌»، نامة‌ فرهنگ‌، سال‌ 4، ش‌ 4 (بهار 1374)، ص‌ 172 ـ 173.
8. «ايران‌شناسي‌ در آسياي‌ مركزي‌»، نامة‌ فرهنگ‌، سال‌ 4، ش‌ 12 (زمستان‌ 1372)، ص‌ 170ـ 177.
9. ايران‌شناسي‌ در اروپا و ژاپن‌، ويراستة‌ رودي‌ متي‌ و نيكي‌ كدي‌، ترجمة‌ مرتضي‌ اسعدي‌، تهران‌: انتشارات‌ بين‌المللي‌ الهدي‌، 1371.
10. خاورشناسي‌ در روسيه‌ و اروپا، بارتولد، واسيلي‌ ولاديمير وويچ‌، ترجمة‌ حمزة‌ سردادور، تهران‌: ابن‌سينا، 1351.
11. شناسايي‌ منابع‌ و مأخذ تاريخ‌ ايران‌ از آغاز تا سلسلة‌ صفويه‌، بيات‌، عزيزالله‌، تهران‌: اميركبير، 1370.
12. بيگدلي‌، غلامحسين‌، «ايران‌شناسي‌ و نشر كتاب‌هاي‌ فارسي‌ در اتحاد شوروي‌ (1)»، سال‌ اول‌، شماره‌ 2 (بهمن‌ ـ
      اسفند 1359)، ص‌ 58 ـ 63.
13. ـــــــــــــــــــــــ، «ايران‌شناسي‌ و نشر كتاب‌هاي‌ فارسي‌ در اتحاد شوروي‌ (2)»، سال‌ اول‌، ش‌ 3 (فروردين‌ ـ ارديبهشت‌ 1360)، ص‌ 46 ـ 52.
14. ايران‌شناسي‌ در شوروي‌، پطروشفسكي‌، ايليا پاويويچ‌ و اي‌.ام‌. ارانسكي‌، تهران‌: نيلوفر، 1359.
15. پورماني‌، كريم‌، «مطالعات‌ ايران‌شناسي‌ در روسيه‌»، نامة‌ فرهنگ‌، سال‌ 6، ش‌ 3 (پاييز 1375)، ص‌. 156 ـ 159.
16. تميم‌ داري‌، احمد، «شيوه‌هاي‌ شرق‌شناسي‌ و ايران‌شناسي‌»، نامة‌ فرهنگ‌، سال‌ 5، ش‌ 3 (پاييز 1374)، ص‌ 131ـ 137.
17. كتاب‌شناسي‌ تاريخ‌ ايران‌، حافظ‌ قرآني‌، مهين‌دخت‌، تهران‌: كتابخانة‌ ملي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌، 1375.
18. سلسلة‌ موي‌ دوست‌، حسن‌لي‌، كاووس‌، شيراز: هفت‌ اورنگ‌، 1378.
19. حسيني‌، شهلا، «ايران‌شناسان‌ و اسلام‌ شناسان‌»، مجلة‌ تحقيقات‌ تاريخي‌، ش‌ 8 (بهار 1372)، ص‌ 171 ـ 178.
20. دايرة‌المعارف‌ فارسي‌، به‌ سرپرستي‌ غلامحسين‌ مصاحب‌، تهران‌: فرانكلين‌، 1345، جلد دوم‌ (بخش‌ اول‌)، جيبي‌
(وابسته‌ به‌ اميركبير)، 1356. جلد دوم‌ (بخش‌ دوم‌ 1374).
21. زبان‌ فارسي‌ در جهان‌، ج‌. 1، انگليس‌، دبيرخانة‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ در خارج‌، 1375.
22. ـــــــــــــــــــــــ، ج‌. 2، اتريش‌، دبيرخانة‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ در خارج‌، 1375.
23. ــــــــــــــــــــــ، ج‌. 4، لهستان‌. دبيرخانة‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ در خارج‌، 1376.
24. ــــــــــــــــــــــ، ج‌. 5، آلمان‌، دبيرخانة‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ در خارج‌، 1376.
25. ــــــــــــــــــــــ، ج‌. 6، فرانسه‌، دبيرخانة‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ در خارج‌، 1376.
26. ـــــــــــــــــــــــ، ج‌. 7، سوئد، دبيرخانة‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ در خارج‌، 1376.
27. ـــــــــــــــــــــــ، ج‌. 8، ايتاليا، دبيرخانة‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ و ادبيات‌ فارسي‌ در خارج‌، 1376.
28. فرهنگ‌ خاورشناسان‌، سحاب‌، ابوالقاسم‌، تهران‌: سحاب‌، 2536.
29. جهان‌ ايران‌شناسي‌، جلد 1، شفا، شجاع‌الدين‌، بي‌جا: بي‌نا، 1348.
30. سخن‌ و سخنوران‌، فروزانفر، بديع‌الزمان‌، تهران‌: انتشارات‌ خوارزمي‌، 1369.
31. فرهنگ‌ خاورشناسان‌، جلد 1، تهران‌: مؤسسة‌ مطالعات‌ و تحقيقات‌ فرهنگي‌ (پژوهشگاه‌)، 1372.
32. كتاب‌شناسي‌ كتاب‌هاي‌ فارسي‌ منتشر شده‌ در سوئد، 1357ـ 1375، تهران‌: وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌، 1377.
33. كتاب‌شناسي‌ كتاب‌هاي‌ فارسي‌ منتشر شده‌ در انگليس‌، 1357ـ 1375، تهران‌: وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌،1377.
34. كتاب‌شناسي‌ كتاب‌هاي‌ فارسي‌ منتشر شده‌ در فرانسه‌، 1357ـ 1375، تهران‌: وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌،1377.
35. تحقيق دربارة‌ سعدي‌، ماسه‌، هانري‌، ترجمة‌ غلامحسين‌ يوسفي‌، محمدحسين‌ مهدوي‌ اردبيلي‌، تهران‌: توس‌
1364.
36. فهرست‌ كتاب‌هاي‌ چاپي‌ فارسي‌، مشار، خان‌بابا، 2 ج‌، تهران‌: بنگاه‌ ترجمه‌ و نشر كتاب‌، 1352.
37. نگاهي‌ به‌ ايران‌شناسي‌ و ايران‌شناسان‌ كشورهاي‌ مشترك‌المنافع‌ و قفقاز، مفتاح‌، الهامه‌ و وهاب‌، ولي‌، تهران‌:انتشارات‌ بين‌المللي‌ المهدي‌، 1372.
38. مجموعه‌ مقالات‌ انجمن‌ وارة‌ بررسي‌ مسايل‌ ايران‌شناسي‌، موسوي‌ گرمارودي‌، علي‌، تهران‌: دفتر مطالعات‌ سياسي ‌و بين‌المللي‌، 1369.
39. كتاب‌شناسي‌ تاريخ‌ ايران‌ در دوران‌ باستان‌، ميراحمدي‌، مريم‌، تهران‌: اميركبير، 1369.
40. مروري‌ بر 50 سال‌ باستان‌شناسي‌ ايران‌، نگهبان‌، عزت‌الله، تهران‌: سازمان‌ ميراث‌ فرهنگي‌ كشور، 1376.
41. كتاب‌شناسي‌ حافظ‌، نيكنام‌، مهرداد، تهران‌: شركت‌ انتشارات‌ علمي‌ و فرهنگي‌، 1367.
42. دايرة‌المعارف‌ فارسي‌، مصاحب‌، غلامحسين‌.
43. كتابشناسي‌ تاريخ‌ ايران‌ در دوران‌ باستان‌، ميراحمدي‌، مريم‌.
44. فرهنگ‌ خاورشناسان‌، ج‌ اول‌، آ ـ الف‌، گروه‌ مؤلفان‌ و مترجمان‌، پژوهشگاه‌ علوم‌ انساني‌ و مطالعات‌ فرهنگي‌.
45. فهرست‌ كتاب‌هاي‌ چاپي‌ خانبابا مشار.
46. «شناسايي‌ منابع‌ و مآخذ تاريخ‌ ايران‌ از آغاز تا سلسله‌ صفويه‌»، بيات‌، عزيزا...
47. نامه‌ فرهنگ‌، فصلنامه‌ تحقيقاتي‌، سال‌ ششم‌، شماره‌ سوم‌، س‌ 75 ص‌ 156.
48. نامه‌ فرهنگ‌، فصلنامه‌ تحقيقاتي‌، سال‌ چهارم‌، شماره‌ چهارم‌، س‌ 74 ص‌ 162.
49. نامه‌ فرهنگ‌، فصلنامه‌ تحقيقاتي‌، سال‌ پنجم‌، شماره‌ سوم‌، س‌ 74 ص‌ 131.
50. نامه‌ فرهنگ‌، فصلنامه‌ تحقيقاتي‌، سال‌ سوم‌، شماره‌ چهارم‌، س‌ 72 ص‌ 170.
51. نشر دانش‌، سال‌ نهم‌، شماره‌ سوم‌، س‌ 68، ص‌ 16.
52. سلسله‌ موي‌ دوست‌، حسن‌لي‌، كاووس‌.
53. مجله‌ تحقيقات‌ تاريخي‌، ش‌ 8 ص‌ 169.
54. مجله‌ تحقيقات‌ تاريخي‌، ش‌ 5 و 4 ص‌ 273.
55. نشر دانش‌، شماره‌ دوم‌، سال‌ 59 ص‌ 58.
56. نشر دانش‌، شماره‌ سوم‌، سال‌ 60 ص‌ 46.
57. ايران‌شناسي‌ در اروپا و ژاپن‌، ويراسته‌ رودي‌ ملتي‌ و نيكي‌ كرمي‌، ترجمه‌ مرتضي‌ اسعدي‌
58. زبان‌ فارسي‌ در جهان‌، ج‌ 6، فرانسه‌، انتشارات‌ دبيرخانه‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ ادبيات‌ فارسي‌.
59. زبان‌ فارسي‌ در جهان‌، ج‌ پ‌، انگليسي‌، انتشارات‌ دبيرخانه‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ ادبيات‌ فارسي‌.
60. زبان‌ فارسي‌ در جهان‌، ج‌ 8، ايتاليا، انتشارات‌ دبيرخانه‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ ادبيات‌ فارسي‌.
61. زبان‌ فارسي‌ در جهان‌، ج‌ 4، لهستان‌، انتشارات‌ دبيرخانه‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ ادبيات‌ فارسي‌.
62. زبان‌ فارسي‌ در جهان‌، ج‌ 7، سوئد، انتشارات‌ دبيرخانه‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ ادبيات‌ فارسي‌.
63. زبان‌ فارسي‌ در جهان‌، ج‌ 2، اتريش‌، انتشارات‌ دبيرخانه‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ ادبيات‌ فارسي‌.
64. زبان‌ فارسي‌ در جهان‌، ج‌ 5، آلمان‌، انتشارات‌ دبيرخانه‌ شوراي‌ گسترش‌ زبان‌ ادبيات‌ فارسي‌.
65. ايران‌شناسي‌ چيست‌، آشوري‌، داريوش‌.
66. ايران‌شناسي‌ در شوروي‌، پطروشفسكي‌، ايليام‌ پاويويچ‌.
67. كتاب‌شناسي‌ تاريخ‌ ايران‌، كتابخانه‌ ملي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌.
68. گردهم‌ آيي‌ ايرانيان‌ خارج‌ از كشور (1)، 1375ـ 1258، اميري‌، كيومرث‌، چيت‌سازان‌، محمد.
69. مراكز و انجمن‌هاي‌ فرهنگي‌ ايرانيان‌ خارج‌ از كشور، (2)، اميري‌، كيومرث‌، چيت‌سازان‌، محمد.
70. خاورشناسي‌ در روسيه‌ و اروپا، واسيلي‌ ولاديمير، بار تولد، ترجمه‌ حمزه‌ سردادور.
71. ايران‌شناسي‌ در فرانسه‌، برنار اوركار.
72. نگاهي‌ به‌ ايران‌شناسي‌ و ايران‌شناسان‌ كشورهاي‌ مشترك‌المنافع‌ و قفقاز، مفتاح‌، الهامه‌، ولي‌، وهاب‌.
73. كارنامة‌ ايرانيان‌ خارج‌ از كشور به‌ زبان‌هاي‌ فارسي‌، اميري‌، كيومرث‌، خالقي‌، معصومه‌.
74. كتاب‌شناسي‌ كتاب‌هاي‌ فارسي‌ منتشر شده‌ در سوئد 1357 ـ 1375، مركز زبان‌شناسي‌ اسلام‌ و ايران‌.
75. كتاب‌شناسي‌ كتاب‌هاي‌ فارسي‌ منتشر شده‌ در انگليس‌ 1357 ـ 1375، مركز زبان‌شناسي‌ اسلام‌ و ايران‌.
76. كتاب‌شناسي‌ كتاب‌هاي‌ فارسي‌ منتشر شده‌ در فرانسه‌ 1357 ـ 1375، مركز زبان‌شناسي‌ اسلام‌ و ايران‌.
77. جهان‌ ايران‌شناسي‌ (1)، شفا، شجاع‌الدين‌.
78. مروري‌ بر پنجاه‌ سال‌ باستان‌شناسي‌ ايران‌، نگهبان‌، عزت‌الله‌.
79. مجموعه‌ مقالات‌ انجمن‌ وارة‌ بررسي‌ مسايل‌ ايران‌شناسي‌، دفتر مطالعات‌ سياسي‌ و بين‌المللي‌.
80. فرهنگ‌ خاورشناسان‌، سحاب‌، ابوالقاسم‌.
81. فرهنگ‌ خاورشناسان‌، مؤسسه‌ مطالعات‌ و تحقيقات‌ فرهنگي‌ (پژوهشگاه‌).
82. سخن‌ و سخنوران‌، فروزانفر، بديع‌الزمان‌.
83. كتاب‌شناسي‌ حافظ‌، نيكنام‌، مهرداد.
84. تحقيق درباره‌ سعدي‌، ماسه‌، هانري‌، ترجمه‌ غلامحسين‌ يوسفي‌، دكتر محمدحسن‌ مهدوي‌ اردبيلي‌.
 
 
 

 





دسترسی‌ها
  زندگینامه
  رویداد
  سخنرانی
  گفت و گو
  مقاله
  کتاب‌
  عکس های شخصی
  درباره کوروش کمالی
  ارتباط با من
  آر اس اس